فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۷۴۰۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۴ - ۱۲-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۷۴۰۱
انتشار: ۱۶:۵۴ - ۱۲-۱۱-۱۴۰۴

شوخی با پیکر جان‌باختگان روی آنتن رسمی ؛ سقوط بی‌وقفهٔ صداوسیما 

شوخی با پیکر جان‌باختگان روی آنتن رسمی ؛ سقوط بی‌وقفهٔ صداوسیما 
مسئله فقط یک مجری لمپن نیست؛ این توهین حاصل زنجیره‌ای از بی‌مسئولیتی، بلاهت سیاسی و بی‌اخلاقی سازمانی است؛ از مجری‌ای که دهانش از عقلش جلوتر است تا تهیه‌کننده‌ای که چنین متنی را قابل پخش می‌داند، از سردبیری که رنج مردم را نمی‌فهمد تا نهادی که نظارت را رها کرده چون اساساً با رنج مردم مسئله‌ای ندارد. 
عصر ایران ؛ موحد منتقم - انتشار ویدیویی از برنامه «خط‌خطی» شبکه «افق» که در آن مجری «محمدحسین محبی» با لحنی تمسخرآمیز محل نگهداری پیکر جان‌باختگان حوادث اخیر را به شوخی و نظرسنجی طنز تبدیل می‌کند، نه یک خطای رسانه‌ای است و نه شوخی ناموفق؛ این تصویر عریانِ رسانه‌ای‌ست که سال‌هاست علیه مردم خودش ایستاده. 
 
در شرایطی که هنوز بسیاری از خانواده‌ها در بی‌خبری‌اند، هنوز داغ‌ها تازه است و زجه‌ها خاموش نشده، جنازه‌ی انسان‌ها تبدیل می‌شود به آیتم سرگرمی. این دیگر حماقت فردی نیست؛ وقاحت نهادینه است. 
 
مجری در این برنامه سؤال می‌پرسد: «جمهوری اسلامی» جسدها را کجا نگه می‌دارد؟ 
۱. یخچال ساید‌بای‌ساید
۲. دستگاه بستنی‌ساز
۳. فریزر سوپرمارکتی
۴. یخ‌فروش هستم
 
به قول آن جمله معروف، شوخی با جنازه‌ها شوخی با مردگان نیست، بازی با رنج زنده‌هاست؛ تمسخر مرگ، تمسخر درد است و رسانه‌ای که به خود اجازه می‌دهد مرگ را دستمایه طنز کند، پیشاپیش از هر معیار انسانی خلع شده است.
 
«صداوسیما»یی که دیروز معترضان را «تفاله» نامید، امروز به جان‌باختگان می‌خندد. این یک مسیر است، نه یک تصادف. رسانه‌ای که تحقیر را جای تحلیل نشانده، نفرت‌پراکنی را جای خبر و توهین را جای گفتگو، طبیعی‌ست که حتی مرگ هم برایش حرمت نداشته باشد.
 
برنامه تلویزیونی «خط خطی» شبکه افق
 
مسئله فقط یک مجری لمپن نیست؛ این توهین حاصل زنجیره‌ای از بی‌مسئولیتی، بلاهت سیاسی و بی‌اخلاقی سازمانی است؛ از مجری‌ای که دهانش از عقلش جلوتر است تا تهیه‌کننده‌ای که چنین متنی را قابل پخش می‌داند، از سردبیری که رنج مردم را نمی‌فهمد تا نهادی که نظارت را رها کرده چون اساساً با رنج مردم مسئله‌ای ندارد. 
 
وای به حالِ جامعه‌ای که تریبونش در اختیار کسانی است که حتی «مرگ» هم برایشان حرمت ندارد؛ کسانی که رنج انسان را به آیتم نمایشی و جنازه را به ابزار شوخی و تحقیر تبدیل می‌کنند.
 
حتی اگر این کلیپ دارای توضیح پیشین و پسینی باشد یا به‌صورت تقطیع‌شده منتشر شده باشد، یا گفته شود پاسخی به «ارژنگ امیرفضلی» است، در چنین موقعیت ملتهب و در حالی که داغ هزاران خانواده هنوز تازه است، اصلِ شوخی با مرگ و جنازه عبور آشکار از مرزهای اخلاق انسانی است. مجری‌ای که حداقل درک زمان، موقعیت و رنج عمومی را ندارد، اساساً شایستگی نشستن پشت تریبون عمومی را از دست داده است.
 
مالیات می‌دهیم برای چه؟ تا کسانی پشت تریبون بنشینند و با جنازه‌های مردم آیتم طنز بسازند؟ توهین به جان‌باختگان «اشتباه» نیست، سیاست است؛ سیاست نمک‌پاشیدن بر زخم جامعه‌ای که جان به لب رسیده، سیاست تحریک خانواده‌های عزادار و شکستن همبستگی اجتماعی.
 
اگر هدف این آیتم‌ها خشمگین‌کردن مردم و طاق‌کردن طاقت جامعه نیست، پس هدف دقیقاً چیست؟ حماقت است یا خیانت آگاهانه؟ پاسخ هرکدام باشد، نتیجه یکی‌ست: تشدید نفرت و تعمیق شکاف.
 
همین برنامه‌های سطحی و تحقیرآمیز «صداوسیما»ست که مردم را هل می‌دهد به سمت ماهواره و تایم‌لاین‌های شبکه‌های اجتماعی. وقتی رسانه رسمی از واقعیت جامعه فرار می‌کند، مرجعیت رسانه‌ای هم طبیعی‌ست که جای دیگری شکل بگیرد.
 
«صداوسیما» انگار وارد رقابتی فرسایشی شده است؛ مسابقه‌ای نانوشته برای سنجش این‌که کدام برنامه و کدام مجری می‌تواند بیشتر خشم عمومی را تحریک کند و منفورتر شود.
 
ادامه‌دادن این مسیر جز انزوا، بی‌اعتباری و گسست عمیق‌تر با جامعه حاصلی ندارد؛ مسیری که در آن نه اخلاق باقی مانده، نه انسانیت، و از آنچه روزی «رسانه» نامیده می‌شد فقط دستگاهی برای بازتولید نفرت مانده است.
 
در چنین وضعیتی که جامعه به آرامش و مسئولیت‌پذیری نیاز دارد، این نمایش‌ها محصول مستقیم رویکردی است که در «صداوسیمایِ دورهٔ جبلی» نهادینه شده است. در عمل نیز تفاوت ماهوی میان «صداوسیما» و شبکه‌های معاند دیده نمی‌شود؛ یکی آن‌سوی مرز با پشتیبانی سیاسی و دیگری این‌سو با بودجه سنگین عمومی، اما هر دو از تحریک خشم، نفرت‌پراکنی و شکاف اجتماعی تغذیه می‌کنند. 
 
فرق فقط در دکور است، نه در ماهیت؛ رسانه‌نماهایی که بدون بحران و جنازه مخاطب ندارند. اینها نه رسانه‌اند، نه حقیقت‌جو و نه حتی پروپاگاندا به معنای کلاسیک؛ سازوکارهایی‌اند برای عادی‌سازی خشونت و تحقیر کرامت انسان.
 
تاریخ هم بارها نشان داده بازی آگاهانه با افکار عمومی و حافظه جمعی چقدر خطرناک است؛ از جمله انتشار مقاله «احمد رشیدی مطلق» علیه امام در «روزنامه اطلاعات» در ۱۷ دی ۵۶ که آتش زیر خاکستر را شعله‌ور کرد. این برنامه نیز همان منطق خطرناک را دنبال می‌کند.
 
رسانه‌ای که عنوان «ملی» را یدک می‌کشد اما عزای ملی را به سخره می‌گیرد، نه صدای مردم است و نه در کنار مردم؛ این نهاد، ماشین تحقیر و انکار رنج است و مجریانش نه رسانه‌چی، که تجسم عینی سقوط اخلاقی‌اند.
 
توضیح: 
روابط‌عمومی سازمان صداوسیما بعد از پخش برنامه و واکنش‌های نسبت به آن اعلام کرد: «در پی پخش برنامه‌ای از شبکه افق با محتوای موهن نسبت به شهدا و جان‌باختگان حوادث دی‌ماه، مدیر این شبکه به دلیل سهل‌انگاری و بی‌توجهی در مدیریت محتوای برنامه «خط‌خطی» عزل و پخش این برنامه متوقف شد.»
 
ارسال به دوستان
آیا کافئین دشمن بدن در گرما است؟ سناتور دموکرات آمریکا: جنگ با ایران بزرگ ترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا بود/ مافیای مارالاگو فساد را به اوج جدیدی رسانده است چرا سرطان در میانسالی خطرناک‌تر از پیری است؟ تصویر کمتردیده‌شده «ناصرالدین شاه و ملیجک» روی پلکان عمارت «خوابگاه» افشای پروژه مخفی بیل گیتس / چگونه میلیاردر مشهور سال‌ها تصویر خود را مهندسی می‌کرد؟ امارات اموال بیمارستان هلال احمر در دبی را مسدود کرد دیدنی های امروز؛ از پدیده "ریز ماه آبی" تا بازگشت فضانوردان چینی واکنش قالیباف به جنایات اسرائیل در لبنان: همه چیز سر جای خودش قرار خواهد گرفت خیار دریایی زامبی؛ موجود عجیبی که ممکن است راز جاودانگی را فاش کند(+عکس) فیلمی درباره بلوغ دختران که هیچ نهادی حاضر به حمایت از آن نشد جنجال گوسفند زره پوش در اتریش؛ وقتی دفاع در برابر گرگ جرم می شود! (+عکس و فیلم) تیراندازی در دانشکده دندانپزشکی قزوین پربارش‌ترین و کم‌بارش‌ترین استان‌ها کدامند؟ امکان سرمایه‌گذاری در صندوق طلای ریتون، در ویپاد ارتقای سامانه «قوام» و اجرای طرح «مدیریت مصرف» برای بیماران صعب‌العلاج